![]() |
![]() |
|
| برای دیدن کامل مطالب وبلاگ از بخش موضوعات وبلاگ استفاده کنید |
|
روستاي ما باغچق، مثل تصوير زيبايي از طبيعت و گل و گياه، بر چينهاي دامن كوهستان خودنمايي ميكند. خانه ما بالاتر از همه خانهها، سر بر بلندترين بالين كوه داشته و بر تمام روستاها، احاطه دارد و به جلگه روبرو و رشتهكوه مقابلـ در ده كيلومتريـ نظاره ميكند. وقتي در ايوان خانه مينسينم، شهر بجنور را به خوبي ميبينيم. امروز قصد دارم بنشينم كمي دقيقتر اين تصوير جالب را نگاه كنم. در نگاه اول به روستا، چنار پير چند صد ساله، قبل از هر چيز، در قاب چشم مينشيند، در آن سوي روستا، در سمت چپ، سه برج نظامي قديمي وجود دارند كه به شكل مربع ساخته شدهاند. بر ديوارهاي آنها سوراخهايي تعبيه شده كه براي تيراندازي مورد استفاده قرار ميگرفته است. هر وقت به اين برجها نگاه ميكنم، ناخودآگاه به ياد دلاوريهاي كردان شمال خراسان، بخصوص «ججو» حماسهساز قوچاني ميافتم. كساني كه در مقابل هجوم روسها، دلاورانه مقاومت كردند و از تماميت ارضي ايران در مرزهاي شمالي كشور دفاع نمودند. در جاي جاي روستا، پيرمردان را ميبينم كه با آرامش خاطر نشستهاند و صميمانه با هم گرم صحبت هستند. دختران، كوزه به دست، براي آوردن آب، بهسوي چشمه ميروند. عدهاي نيز با كوزههايي پر از آب و چشماني پر از حيا به خانه برميگردند. بچهها را ميبينم كه با شوق و ولع، گرم بازي هستند و زناني را كه در تنورهاي خانگي نان ميپزند. بوي نانهاي برشته شده را از اين فاصله ميشود احساس كرد. در اطراف روستا، گلههاي گاو و گوسفند، چه بيخيال ميچرند! و برههاي كوچك، چه شادمانه بر طبيعت روستا پاي ميكوبند. كمي آنسوتر، شهر بجنوردـ در فاصله ده كيلومتريـ قرار دارد كه هر روز بر پهناي آن افزوده ميشود. شهري كه بسان رود است. از هر طرف روزني يافته در آن نفوذ كرده است و روز به روز سطح جلگه را درمينوردد و علفزارها و سبزهها را زير پاهاي صنعتياش لگدكوب ميكند. اطراف شهر بر است از كارخانه و كورههاي آجرپزي بزرگ و كوچك كه با دودشان، بر تصوير پرزرق و برق شهر، پارازيت مياندازند. خود شهر جلوه فريبندهاي دارد، امّا اطراف ان، بيشتر به يك صفحه نقاشي ميماند كه بچهاي بازيگوش، سطح آن را خطخطي كرده است: البته واقعيت غيرقابل انكار اين است كه دست بشر صنعتي همان بچه بازيگوشي است صفحه پاك طبيعت را خطخطي ميكند و با كارد صنعت، سينه طبيعت را چه بيرحمانه ميردد! هر وقت به تصوير پرزرق و برق شهر نگاه ميكنمـ هر چند زيباستـ ولي دلم ميگيرد. خانههاي شيروانيپوش شهر و شيشه ماشينها، مثل آيينه، نور خورشيد را منعكس ميكنند و در تمام روز، به مردم روستا چشمك ميزنند. شايد ميخواهند روستاييان را اغوا كنند و آنها را از محيط پاك روستا به شهر بكشانند، امّا مردم گول نميخورند. آب و گل روستا، با پوست و گوشت آنان عجين شده است. آنها روزهايشان را در مزارع سرسبز به شب رساندهاند. هر سنگ و كلوخ روستا، خاطرههاي بسياري را در ذهن آنها زنده ميكند: خاطرههايي كه از دوران كودك و زماني كه لانه پرندگان را خالي ميكردند و با همين سنگها كلاغهاي مزاحم را از بام روستا ميراندند. آنها گذشته خوبي داشتند و الآن نيز در روستا، خوش هستند و آسمان دلشان مثل آسمان روستا آبي است، امّا سؤال اين است كه آينده روستا چه ميشود؟ هر وقت به آن فكر ميكنم، جواب قانعكنندهاي نمييابم. اين ابهام مرا آزار ميدهد كه شايد آيندگان گول چشمكهاي فريبكارانه شهر و زرق و برق ان را بخورند. شايد آيندگان روستاـ كه زماني بر صفحه دل طبيعت، مشق رويش مينوشتندـ مثل شهرها صنعتي شوند و سينه طبيعت را بدرند. كسي چه ميداند؟! … «خدا كند چنين نشود، زيرا قلب طبيعت در روستا ميتپد.»
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 18:13 توسط ع. باغچقی |
|
|
تاریخ و محل تولد : 1319 باغچق تاریخ و محل شهادت :02 / 12 / 1365 شلمچه آرامگاه : امامزاده لنگر {در ده کیلومتری غرب بجنورد} شغل : روحانی سمت ها : جهاد گر ، شورای اسلامی روستای باغچق ، فرمانده دسته بسیج ، ویژگی بارز شهید : شهید به نماز جماعت عشق می ورزید . یکی از آرزوهای شهید ، جهاد و شهادت در راه خدا بود . او بار ها به جبهه اعزام شد و در هفتمین اعزامش به شهادت رسید . یکی از همرزمانش می گوید :" ایشان خواب دیده بود که به شهادت می رسد . خوابی که در عملیات کربلای پنج تعبیر شد http://www.jelveisar.ir/perfect/index.aspx?cod=456 و این هم داستانی بر اساس زندگی شهید نقدعلی باغچقی : http://www.alavifard.blogfa.com/post-34.aspx
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 17:43 توسط ع. باغچقی |
|
عشق علی باغچقی از نوازندگان چیره دست دو تار در بجنورد و خراسان شمالی است که چند سالی است نوای دوتارش سر حال و قبراق نیست . به امید روزی که باز هم با سرپنجه هایش اشک دوتار را در آورد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 0:22 توسط ع. باغچقی |
|
|
خانم نیره باغچقی فارغ التحصیل رشته پرستاری با گرایش کودکان از دانشگاه شهید بهشتی است . او در حال حاضر عضو هیئت علمی دانشگاه اراک است و دارای تالیفاتی در زمینه علمی خود است. لیست آثار و کتاب های این نویسنده را می توانید در آدرس زیر ببینید:
http://arakmu.ofis.ir/default.aspx?books&member=1507&page=1&l=fa |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 22:42 توسط ع. باغچقی |
|
|
محمدعلی باغچقی معروف به «محمدعلی پهلوان»که با 82 سال سن همچنان قدرتمند و تواناست درمصاحبه ای ازکشتی چوخه سخن گفت : * - درسن 18سالگی برای عروسی به «راز»رفته بودم یک نفرجلوی اسب دامادراگرفت وگفت یاانعام بده یابامن کشتی بگیرمن به دامادگفتم اجازه بده بااوکشتی بگیرم ، درکشتی اورابه زمین زدم وداماداولین انعام کشتی گیری مراپرداخت کرد. *کشتی های بعدی که ازاهمیت بیشتری برخورداربود؟ - درروستای «قره جنگل»پهلوان «گدرسلاخی»،درچناران مشهددرسن 20سالگی «پهلوان ابراهیم چنارانی»،در28سالگی پهلوان پهلوانان شدم .«پهلوان حسن زیبایی»ازروستای«قلعه خان »،«پهلوان ابراهیم قلعه جقی»، «پهلوان ساروخان نجف آبادی»هم کسانی بودندکه توانستم برآنهاپیروزشوم. *کشتی چوخه نام خودراازلباسی گرفته است که کشتی گیران می پوشند«چوخه»به چه معنی است؟ - به«پالتوی پشمی» ،«عبای ضخیم زمستانی »،« نیم تنه نمدی»و«جامه پشمین»گفته می شود. *شماازاوایل جوانی، به عنوان یک پهلوان مطرح بودید،مردم برای پهلوان پهلوانان چه ویژگی هایی درنظرداشتند؟ - پهلوان علاوه برقدرت جسمانی که دارد ازنظراخلاقی نیزموردقبول مردم باشدچراکه یک پهلوان معلم اخلاق است ، اوبایدیک انسان شریف باشدوهمیشه سعی کنداخلاق نیکویش درزندگی حرف اول رابزند، پناهگاهی برای بی پناهان ودستگیرمستمندان باشد.یکی ازبهترین صفاتی که بایدپهلوان داشته باشد«پاک چشمی»و«حلال خوری»باشد. ضرب المثل زیبایی دربین کشتی گیران چوخه ومردم علاقه مندوجودداردکه می گوید:«پهلوان ،ارزش خونت (جان)صدتومان وشخصیت پهلوانیت هزارتومان ارزش دارد». *چه جوایزی معمولادرکشتی چوخه ، به پهلوانان داده می شود؟ - جوایزاین مسابقه باتمامی مسابقات فرق می کندجوایزی چون قالیچه ، گاو، گوساله،کله قند، گوسفندداده می شود. *برای ورودبه میدان کشتی چه آداب ورسومی رارعایت می کردید؟ - همیشه سعی می کردم ازسمت قبله واردمیدان شوم،بوسه برخاک بزنم ، سلامی به آقاعلی ابن موسی الرضا(ع)می دادم ، احترام به مردم ، داوروحریفم می گذاشتم چون من معتقدبودم که وقتی به مردم سلام می دادم دربرابرجمعیتی که چشم به پهلوانی من دوخته بودنداحساس مسئولیت می کردم ودوست داشتم شادباشندوتمام تلاشم رامی کردم وهمیشه باذکر«یاعلی، یاعلی ویاعلی»می رفتم که مردم راشادکنم وخداراشکرکه هیچوقت شرمنده مردم نبودم .درپایان کشتی هم ، بوسیدن صورت رقیب ومربی اش راوظیفه خودم می دانستم. *خاطره شیرینی هم ازکشتی دارید؟ -ازهمه کشتی ها،وقتی سرافرازبیرون می آمدم خاطره شیرین بودندولی درسن 30سالگی، درروستای «قردانلو»برای کشتی رفته بودم این روستا،«پهلوان پرور»بود،«کربلایی قدرت»نامی بزرگ روستامراسم کشتی رابرگزارکرده بودمن رفتم حریف فردی بودبه نام «ابراهیم قلعه جقی»که واقعاپهلوان باقدرت وابهتی بودوقتی اورابه زمین زدم باورم نمی شدانعام خوبی به من دادندکلاهم پرازپول شددراین روستا«اصلان خان »پهلوان معروفی بودکه همان روزهاخداوندبه اوپسری عنایت کرده بودکه بادادن انعام جمع شده به «پسرش»غرق لذت شدم وهرگزآن خاطره شیرین رافراموش نمی کنم. *چه فنونی درکشتی چوخه وجودداردوشماازچه فنونی بیشتراستفاده می کردید؟ - کشتی چوخه فنون مختلفی داردبرخی ازآن ها فنونی هستندکه دراجرای آن پانقش مهمی داردمانند:لنگ کمر،لنگ کمرپیچ ، راسته پیچ وبرخی فنونی هستند که بیشتربادست انجام می گیردماننددست پیچ ، قل پیچ وفنونی که بیشترین نقش اجرای ان راگردن وکمربه عهده دارندکه من فن «یخه گیرراست»رااجرامی کردم که بادستی یقه حریف رامی گرفتم وبادست دیگرکمراوراکه کول اندازمی کردم واگرنمی شدبا«پاپیچ»اورابه خاک می انداختم وهرگزسرخم نمی کردم. *وقت کشتی چوخه چقدربود؟ - برخلاف امروزکه درزمان خاصی بایدکشتی گرفته شودببرای کشتی چوخه درقدیم، زمان خاصی درنظرنمی گرفتندگاه آنقدرزمان طولانی می شدکه لباس ماپاره می شد، بارهااستراحت می کردیم وبازکشتی می گرفتیم که یک بارباپهلوانی به نام «سیدجلال»ازاهالی روستای نوده چناران کشتی گرفتم که یک ساعت بیشتر طول کشید. *چندداور، قضاوت می کرد؟ - یک داورقضاوت رابرعهده داشت که همه به اواطمینان داشتندوباکسی تعارف نداشت. *سرنا ودهل نوازی هم که همیشه به میدان شورونشاط می بخشید. - بله این نوازندگی توسط «بخشی»ها،به ورزشکاران قوت می دادبه میدان نشاط می بخشیدوخودموجب جذب رهگذران بودکه ازاطراف ردمی شدندوجالب بودکه شعری راهم می خواندند«هرکس قدرت داردبیایدخودتان راتعریف نکنیدبیاییدبیایید». *چه توصیه ای به کشتی گیران جوانان دارید؟ - احترام پیشکسوتان ، احترام به رقیب ، احترام به مردم ، پاکی ودرستی رابایدپیشه خودکنندوباورکنندهرچه داریم ازائوه اطهاراست یادآنهانیروبخش است ومایه دلگرمی ، یادآنهارابااحترام ببرند.سیگاروموادمخدرآفت قدرت جوانی است درپی آن نباشند. *چه شدکه کشتی راترک کردید؟ - من دراوج پهلوانی ازکشتی کناره گیری کردم جویای نام نبودم ، ومیدان رابه جوان هاواگذارکردم البته درست است که به خاطرمشکلات زندگی نتوانستم کشتی بگیرم ولی هرگزازکشتی کناره گیری نکردم . *چه انتظاری ازمسئولین ورزش استان دارید؟ - مسئولین برای کشتی چوخه خوب زحمت می کشندکه ازهمه آنهاممنونم وازاینکه هروقت مسابقات کشتی برگزارمی شودماپیشکسوتان رادعوت می کنندتادرسالن باشیم جای قدردانی دارد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 22:2 توسط ع. باغچقی |
|
|
نرگس باغچقی از شاعران و ترانه سرایان است . او تا به حال ترانه های زیادی برای خوانندگان این مرز و بوم سروده است. برای آشنایی بیشتر با کار های ایشان روی آدرس زیر کلیک کنید:
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 18:21 توسط ع. باغچقی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| معرفی باغچق |
باغچق روستایی است در فاصله هشت کیلو متری از شمال غربی شهرستان بجنورد که در دامنه کوهستان قره بلاغ قرار دارد .
|
| موضوعات وبلاگ |
| فرزندان باغچق |
|
فرشته باغچقي موسي عدالتيان حمیدی کیا عشق قیصر یحیی علوی فرد بهزاد مرادپور عدالتیان بقیه باغچقی ها |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 خرداد 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
| سایت های دیگر |
|
بلاگفا آکادمی زبان کردی خراسان کردیش شهدای باغچق چاو رشا من عاشقانه دوستانه صادقانه روستای عسکرآباد نوازندگان دوتار خراسان روستای سربندان روستای قره مصلی روستای رشوانلو روستای اسفیدان |
|
RSS
|